مقدمه

با گسترش دین اسلام وپخش آن در سرزمین‌های شرقی شیوه معماری در این ساحات خصوصأ در بخش تزئیناتی تغییر نمود. دانشمندان و متفکران اسلامی اگر چه در رابطه باآثار هنری که حاوی نماد انسانی و حیوانی بوده و از آداب ورسوم اسلامی خارج بود به تخریب آنها پرداختند وچنین نظر داشتندکه هنر باید درخدمت علم ودانش باشند نه به منظور پرستش. در عهد اسلامی هنر‌های تزئینی و صورت گری فقط از جهت صحنه‌های یادگاری وحماسی باقی مانده که شکل انحرافی راقطعأباخودنداشت چون نقاشی مشجر خطوط هندسی ونوشته‌های کوفی مزین و آمیخته باگل و برگ وغیره که به یقین میتوانیم که این روش تزئین بربنا هارا از قرن سوم هجری به بعد رواج یافت اکثر نمونه‌های آنرا دربخش تزئینی ومهندسی در خشت‌های بنایی آرامگاه اسمعیل سامانی در بخار در حدود سال‌های ۳۰۰قمری ۹۶۰ میلادی، مقبره پسر علمدار ۴۱۸ قمری ۱۰۲۷ میلادی، نقاشی گل وبرگ لوحه سنگی مرمر سلطان محمود غزنوی حدود ۴۰۰ قمری ۱۰۰۹ میلادی آثار نقاشی روی سنگ گچ دیوار‌های انبیه عصر سمامانیان واوائیل دوره غزنویان است بعد از آن در اسیای میانه دوره پیشرفت نقاشی عصر سلجوقی که نمونه‌های زیبا ودلکش آنمحراب مسجد جامع اولیأ در حدود ۴۶۰ ق ۱۰۶۷ م و بنا هیا مسعود سوم و منارهای غزنه حدود ۵۰۰ قمری ۱۱۰۶ م بقایای بنا‌های چشت شریف، مسجد جامع هرات (۵۶۷ قمری ۱۲۰۰ میلادی نقاشی‌های بنای مرقد امام خورد (امام یحیی) در سرپل حدود ۴۳۰ قمری ۱۱۳۵ میلادی ومدرسه چونه بادغیس ۵۷۰ قمری ۱۱۷۵ میلادی مشاهده کرده میتوانیم.

قابل ذکر است که شیوه تزئیناتی بناهای اسالمی در دوره تیموری هیا هرات نفوذ بیشتر کسب کرد و به اوج تکامل خود رسید کهنمونه‌های بسیار جالب و زیبای تزئیناتی وساختمانی اسلامی رادر افغانستان عصر تیموری هاروکش‌های تزئیناتی به وسیله کاشی در مسجد جامع هرات ؛ مقبره۸ گوهر شاد، کاشی هیامناهر‌های مصلی، کاشی‌های منار تمیوری قلعه اختیارالدین، کاشی کاری مقبره شاه ولایت ماب که بهعقیده بعضی از پژوهشگران هفتصد نوع کاشی را در آن ملاحظه می‌توانیم کاشی کاری مقبره پیر هرات خواجه عبدالله انصاری ویک تعداد آثار وآبدات تاریخی دیگر از قبیل، مناره‌های مساجد زیارتگاه‌ها و مقابر در نقاط مختلف کشورچون بلخ، لشکر گاه، هرات، قندز، غور، غزنه، وکابل وسایر گوشه وکنار افغانستان که تا اکنون موجوداست هرکدام شاهد انواع شیوه‌های تزئینی مروج در کشور بوده چون موضوع بحث مرا نقش کاشی در هنر اسلامی تشکیل میدهدبنأمی پردازیم به اصل مطلب.

 کاشی و کاربرد آن

کاشی از لحاظ تاریخی پنجمین شیوه اساسی و بنیادی در تزئینات ساختمان ها ابدا یی و ساختمان‌های عادی می‌باشد. استفاده از این شیوه و مواد تزئینی در معماری اسلامی نیز به حد اعظمی رایج و دیزاین‌های جالب، جلو رشد واکتشاف تزئینات خشتی و گچی را گرفت وهمه علاقمند تزئینات با کاشی شدند از نوع تزئینات کاشی برای باراول قسمی که روی دیوار را بکلی بپوشاند در بناهای قرن ۱۳ هـ در قونیه بکار رفته. کاشی کاری بصورت هنر تزئینی د رکشور‌های اسلامی به اوج شکوفایی خود رسید و یکی از ویژگی‌های برجسته معماری اسلامی به شمار میرود کاشی‌هایی که برای تعیین عمارات به کار میرود عمومآ سه نوع بوده که در زیر توضیح داده شده:

الف: کاشی معرق: باتلفیق تکه های کوچک گوناگون ساخته میشود که به اساس طرح اصل یکایک تراشیده میشود ودر جای معین آن نصب میگردد. ب: کاشی بنایی : دارای طرح‌های هندسی است واز تلفیق اشکال هندسی ساخته میشود، که مساحت هر یک از آنها بین ۴ تا ۸ سانتی متر مربع میباشد. ج : کاشی خشتی : از تلفیق خشت‌های ظریف لعاب دار که هر یک از آنها بخشی از طرح کلی را در بر دارد ساخته میشود واز قرن پنج قمری با گسترش و پیشرفت سایر شاخه ها هنر اسلامی کاشی کاری نیز ترقی بیشتر کسب نمود.

به منظور جلوگیری از ضیاع وقت با در نظرداشتن اقتصاد ضعیف کشور اکثرأ در ترمیم بناهای تاریخی وساختمان‌های جدید به عوض کاشی‌های معرق از کاشی‌های هفت رنگ استفاده می‌نمایند که این نوع کاشی مرکب دارای رنگ سبز کمی سفید میباشد.

 کاشی معرق

معرق کاری عبارت است از قطعه‌های بریده شده کاشی که نقوش مختلف را از رنگ‌های متفاوت تراشیده و در کنار یگدیگر قرارداده و به شکل قطعاتی بزرگ در آورده و روی دیوار نصب می‌شود تازینت بخش بنأ گردد. این نقوش گاهی از نقش‌های گره‌کشی و گاهی از نقشهای مختلف مانند گال و بوته‌سازی اسلیمی‌ها که هرکدام جداگانه می‌توانند بنایی را زینت بخشد.

ساختن یا نصب کاشی‌ها را به طریق فوق معرق می‌گویند. معرق‌کاری کاشی در دوره سلجوقیان یعنی در قرن ۴ هجری به سمت کمال رفت و بسیار متداول گردید. درقرن هشتم هجری هنرمندان معرق‌کار به مراتب از هنرمندان عهد سلجوقی جلو افتادند. دراین قرن موفق شدند اجزای راکه اشکال معرق از آنها تشکیل می‌یابد کوچکتر کنند و لطیف‌ترین وزیباترین اشکال بنایی وهندسی را در مجموعه‌ای از رنگ‌های زیبا براق که جز در هنر شرق خصوصأ ایرانی دیده می‌شود نمایش دهند. مخصوصأ ارزانی بیشتر موجب رواج بیشتر آن گردید. هنر معرق‌‌کاری در قرن‌های ۹و ۱۰ هجری به روش‌های شرقی خود رسید در این دوره مراکز مهم معرق‌سازی در شهرهای اصفهان، یزد، هرات و سمرقند ایجاد گردید.

کاشی معرق این حسن را دارد که بر سطوح غیر مسطح همچون بدنه گنبدها و گلدسته‌های کوچک و حتی مقرنس‌های ظریف قرار می‌گیر و چنانچه نیاز به مرمت پیدا کند کمتر دچار عدم هماهنگی با بقایای کاشی‌های سالم مانده می‌شود.

 کاشی هفت رنگ

نوع کاشی است که اکثرأ در مساجد، عبادت گاه‌ها و مقبره‌ها همچنان منازل شخصی بکار می‌رود که از شهرت بسیار خوبی برخوردار است این نوع کاشی از کاشی‌های خشت یعنی چهار گوش نشأت کرده و اندازه آن ۱۰x۱۰ سانتی متراست که در کنار یگدیگر قرار میدهند ونقش موردنظر را روی آن رنگ آمیزی مکنند وبه کوره برده حرارت میدهند تا لعاب پخته شود سپس از کوره خارج و بردیوار نصب میکنند هفت رنگ متداول و مروج عبارت از سیاه، سفید، لاجوردی، فیروزه یی، قرمز زرد و حنایی که در آبدات تاریخ یو اماکن متبرکه از این نوع کاشیها زیاد استفاده شده‌است.

خط بنایی وسیله تزئینی در کاشی

خط بنایی الهام گرفتهاز خط کوفی است د رکاشیکاری و معماری اسلامی جایگاه ویژه دارد. زینت بخش از کتبه‌ها داخل محراب‌ها و بالای منارها و پشت و پهلوی قوس بکارمیرود این نوع خط زیاد در کاشی‌ها و کاشی کاری مروج به خاطر که برش آن آسانتر است مانند سایر خط کنج و کنار و پیچ و تاب زیاد ندارد از همین سبب است که به این خط خط بنایی را نام گذاشته‌اند که اکثرأ در آبدات تاریخی از آ«استفاده به عمل می‌آید.

در کاشی کاری شیوه‌های تزئینی دیگری هم وجوددارد که زیرنام اسلیمی، گره کاری، خطوط بنای، مقرنس کاری، رسم بندی، و غیره که هریک در جایش از ارزشمندی خاصی برخوردار است و همچنان کدام هنرویژه و خلاقیت و ابتکار لازم بکار رفته دراین قسمت میخواهیم در رابطه به تهیه وساخت یک قطعه کاشی چه بزرگ و یا خورد دقیق شویم مراحل گوناگون و اهمیت قدرت خلاقه هنرمندرا در آن مشاهده نماییم که در بحث‌های آینده مراحل مختلف تهیه کاشی بامواد که در تهیه آن لازم است توضیحات به عمل آوریم.

 

از ارزشمندی کاشی و نقش آن در معماری اسلامی صحبت به عمل آوردیم و دانستیم که درمیان انبوهی از مصالح معماری چون، گل، گچ، خشت، سنگ، چوب و غیره کاشی نقش عمده را ایفا میکند در حقیقت کاشی مکمل کاردر معماری است. و هنرمندان ما خوب درک نموده‌اند و تشخیص دادند که دریک کشور اسلامی و یادر مجموع جهان اسلام یگانه عنصریکه میتوانداهداف هنر اسلامی را خوبتر تحقق دهد کاشی است که آثالر گرانبهای از این عنصر معماری وتزئیناتی را در اکثر، مراکز متبرکه کشور‌های اسلامی مشاهده مینمایم که همه آنها حاصل دسترنج توانای هنرمندانی بود که زندگی خودرا وقف هنرکردند ورسالت خودرا در قبلا جامعه اسلامی و اهداف و مرام هنر اسلامی از طریق هنرکاشی کاری انجام دادند واعجاز آفریدند

گچ بری

شواهد باستانشناسی نشان می دهند که تاریخ ساخت گچ به پیش از ساختن خشت و پخت آن به صورت آجر می رسد. در قدیمی ترین بنای دنیا، یعنی اهرام ثلاثه مصر که قدمتی چهار هزار و پانصد ساله دارد، از گچ به عنوان ماده چسبنده مقاوم بعد از ازاره در بین سنگ ها و جهت کلاف سازی آنها استفاده شده است.  یکی از کاربردهای ویژه گچ، اندود کردن دیوارها و سطوح داخلی ساختمان ها است و هنر گچبری، این آراستگی را به حد کمال و دلنوازی می رساند.
به کار بردن تزئینات گچی در تزیین دیوارها، روش معمول در شهر های ایران و عراق بوده است. اولین مردمی که در ایران به این کار دست زدند هخامنشیان و سپس ساسانیان بودند و اعراب در جریان فتوحات خویش، این هنر را از آنها فرا گرفتند. هنرمندان دوره اموی به طور وسیعی کاخ ها  را با گچبری منقوش برجسته تزئین می نمودند. نمونه بسیاری از این گچبری ها در کاخ های «خربة المفجر»، «الحیر الغربی» و «المنیه»  به کار برده شده است که گچبری های کاخ المنیه به واسطه در بر داشتن عناصر آدمی و حیوانی در کنار تزئینات هندسی و گیاهی، اهمیت بیشتری دارد.


p گچ بری های سامرا - قرن سوم هجری

روش تزیینات گچی روی دیوارها، پس از به کار گیری خشت در بناها گسترش پیدا کرد و این روش در کاخ های شهر سامرا رواج یافت. پایین دیوارها با ازاره گچی به ارتفاع حدود 100 سانتی متر پوشانده می شد. این گونه تزیینات در دو قصر جوسق و بلکوارا به کار رفته است. مجموعه تزیینات کاخ های سامرا در مرحله اول طبیعی هستند اما در دوره بعد عناصر تزیینی از طبیعت فاصله می گیرند. در سومین مرحله، زمینه تزیینات عمق چشمگیری می یابد که بهترین نمونه های آن در کاخ بلکوارا به چشم می خورد.  در این دوره، ابتکار پوشش سطح آن چنان کامل گردید که تقریبا تمام زمینه را می پوشاند و این امر که  برای نخستین بار در هنر اسلامی رواج یافت، اوج ترقی روش های تزیینی به شمار می رود و پس از آن در دنیای اسلام منتشر شد و از مهم ترین ارکان هنر اسلامی گردید.

روش تزیینات گچی روی دیوارها از طریق حکومت طولونی از عراق به مصر انتقال یافت و نمونه هایی از آن در جامع طولون روی سطح داخلی و اطراف طاق ها و دور پنجره ها به کار برده شد.
هنرمندان دوره فاطمی، همچنان تحت تأثیر تزیینات هنر ساسانی (هنر رایج در دوره عباسی) بودند. تزیینات نقاشی گچی موجود در رواق قبله جامع الازهر از عناصر گیاهی که از روش تزیینات طولونی و عباسی اقتباس گردیده، تشکیل یافته است ولی اختلاف در طریقه استفاده از آنهاست. همچنین نمونه های زیبایی از خط کوفی مشجر در کتیبه موجود زیر سقف یافت می شود. در دوره فاطمی اهمیت تزیینات خطی افزایش یافت و به کار گیری خط کوفی مشجر روی زمینه های برگدار اشکال گیاهی انتشار یافت.


p قطعه گچ بری - قرن چهارم هجری - نیشابور

 در دوره ایلخانی، هنر گچبری به سرحد کمال مطلوب رسید. به وجود آمدن محراب های گسترده با انواع خطوط به ویژه گونه های مختلف کوفی، به کار گیری انواع گره هندسی با نقوش اسلیمی طوماری و اسلیمی ماری در لا به لای کتیبه و اسپرهای خط با گل و برگ های پهن و نیز گودی و برجستگی نقوش، موجب تحولی عظیم و خلق شاهکارهای عظیم گچ بری در این دوران شد.


p بخشی از گچ بری محراب الجایتو - قرن هشتم هجری - اصفهان

تزیینات گچی معمول در دوره سلجوقی، در عصر ایلخانی به تدریج رو به دگرگونی رفت و پر بودن و شلوغی تزیینات تبدیل به ویژگی گچبری این دوران شد. از زیباترین نمونه این گونه تزیینات شلوغ، نقوش به کار رفته در  مسجد حیدریه قزوین، جامع ورامین و محراب مسجد ارومیه را می توان نام برد. روش های متنوع کنده کاری روی گچ و شلوغی عناصر تزیینی مختلف، در قرن هشتم جایگاهی خاص یافت. بهترین نمونه بیانگر این تحول، محراب اولجایتو در مسجد جامع اصفهان است که تاریخ ساخت آن  710 ه.ق است.   

در دوره ممالیک بحری، روش تزیین دیوار ها با نوار های گچی منقوش به عناصر نوشتنی، روی زمینه تزیینات گیاهی رایج گردید که نمونه آن در بالای پنجره مسجد «الظاهر بیبرس» مشاهده می شود. زیباترین نمونه های گچی مملوکی، در پنجره های گچی مشبک موجود در جامع دیده می شود که با اشکال هندسی همراه با شیشه های رنگین تزیین شده است. این پنجره ها را حاشیه هایی مزین به عناصر برگ و شاخه و نوشته های کوفی در بر گرفته است.


p گچ بری مدرسه عطارین -قرن هشتم هجری - فاس

دوره تیموری، عصر به وجود آمدن رسمی بندی و کار بندی هایی از قالب های گچی مقرنس و قطار بندی های گچی ارزشمند است. به طور کلی، در هنر گچ بری این دوران انواع خطوط کوفی مشجر، مزهر، معقد و مشبک و نیز خط های محقق، نسخ، ثلث، رقاع، تعلیق و نستعلیق و به خصوص از خط معقلی، استفاده فراوان شده است. از آثار فراوان این دوره می توان به مقرنس بندی های گچی ارزشمند سر در مسجد میدان کاشان، قطار بندی های گچی مدرسه خرگرد در خواف و خطوط گچ بری شده در بقعه شیخ احمد جامی در تربت جام را نام برد.

در دوره صفوی، هنر گچ بری وارد روش های خاصی می شود. به طوری که زیباترین مقرنس بندی های گچی با عناصر گوناگون به خصوص مقرنس های طاس و نیم طاس همراه با نقوش گل و گیاه با انواع تیغه های گچی دالبری، زینت بخش کاخ های شاهی شده است. در این میان می توان به پدیده های ارزشمند مقرنس قطار و کار بندی ها و یزدی بندی های گچی بسیار شگرف کاخ هشت بهشت، سر در بازار قیصریه اصفهان و به خصوص دالبر های تیغه منقوش از ظروف گوناگون همچون تنگ و سبو و مقرنس بندی های طاسه دار گچی در تالارهای شاه نشین و موسیقی کاخ عالی قاپو و نیز خط گچبری ثلث بسیار ارزشمند در صفه درویش مسجد جامع همین شهر را یاد داشت.


p طرحی از گچ بری های محراب مسجد جامع قزوین - قرن هشتم هجری

 

 

کاشی معرق از همان کاشی خاک نرم یا جسمی تهیه می شود که همان نقشه هفت رنگی با کمی تغییرات فنی از روی کاغذ بریده شده وهر قسمت آن نقشه به روی کاشی ک رنگ همان قسمت می باشد باسریش چسبیده می شود واضافه آن باتیشه گرفته شده وباسوهان زاویه های آن راتراشیده وکنار هم روی نقشه قرارداده وروی زمین صاف واروچیده میشود و پشت آن رابا ملاط سیمان یا گچ محکم می کنند ودر جای خود نصب می کنند

 

 

 

 

 

 

کاشی زرین فام

 

کاشی زرین فام - قرن پنجم هجری - کاشان لعاب زرین فام که ابوالقاسم آن را دو آتشه می خواند، رایج ترین و معروف ترین تکنیک در تزئینات کاشی بود. این تکنیک ابتدا در قرن دوم هجری در مصر برای تزیین شیشه مورد استفاده قرار می گرفت. مراحل کار به این شرح بوده که پس از به کار گیری لعاب سفید بر روی بدنه کاشی و پخت آن، کاشی با رنگدانه های حاوی مس و نقره رنگ آمیزی شده و مجددا در کوره حرارت می دیده و در نهایت به صورت شیء لعابی درخشان و فلزگونه ای در می آمده است. با توجه به مطالعات پیکره شناسی که بر روی نخستین کاشیهای معروف به زرین فام انجام گرفته و نیز از آنجایی که در این نوع ازکاشیها بیشتر طرح های پیکره ای استفاده می شده تا الگوهای گیاهی، می توان گفت این نوع ازکاشیها به ساختمانهای غیر مذهبی تعلق داشته اند. ویرانی حاصل از تهاجم اقوام مغول در اواسط قرن هفتم هجری، تنها مدت کوتاهی بر روند تولید کاشی تأثیر گذاشت و در واقع هیچ نوع کاشی از حدود سالهای 642-654 ه.ق بر جای نمانده است. پس از این سال ها، حکام ایلخانی اقدام به ایجاد بناهای یادبود کرده و به مرمت نمونه های پیشین پرداختند. نتیجه چنین اقداماتی، احیای صنعت کاشی سازی بود. در این دوران، تکنیک مینایی از بین رفت و گونه دیگری از تزئین سفال که بعدها عنوان لاجوردینه را به خود گرفت، جانشین آن شد. در این تکنیک، قطعات قالب ریزی شده با رنگهای سفید، لاجوردی و در موارد نادری فیروزه ای، لعاب داده می شدند و پس از اضافه شدن رنگهای قرمز، سیاه یا قهوه ای بر روی لعاب، برای بار دوم در کوره قرار داده می شدند. در اوایل دوره ایلخانی، تکنیک زرین فام بر روی لعاب بدون هیچ رنگ افزوده ای به کار برده می شد، اما در ربع پایانی قرن هفتم، رنگهای لاجوردی و فیروزه ای به میزان اندکی مورد استفاده قرار گرفتند. با نزدیک شدن به قرن هشتم هجری، آبی لاجوردی از رواج و محبوبیت بیشتری برخوردار شد و سرانجام تکنیک نقاشی زیر لعاب با استفاده از رنگهای آبی لاجوردی و اندک مایه ای از رنگهای قرمز و سیاه، جایگزین نقاشی زرین فام شد که کاشیهای تولید شده با چنین تکنیکی معمولا با نام کاشیهای سلطان آباد شناخته می شوند. این تکنیک تا اواسط قرن هشتم مورد استفاده قرار می گرفت و پس از آن منسوخ شد.

 

کاشی هفت رنگ

یکی از هنرهای دستی اصفهان که از دیرباز در این شهر رواج داشته، کاشیکاری است.
قدیمی ترین کاشی های موجود در اصفهان کاشی های فیروزه ای رنگی است که کتیبه های تاریخی مناره های دوران سلجوقی با آنها تزئین شده است. در قرن هشتم هجری تزئین بناها با کاشی ترقّی بسیار کرد و تا اواخر نیمه اول قرن دوازدهم هجری که زمان انقراض صفویه است ادامه داشت.

به تدریج استفاده از کاشی با نقوش گل و بوته و مخصوصاً نوع خشت و هفت رنگ که مخصوص مساجد بود، به منازل نیز راه یافت و استادان کاشیکار اصفهانی پا را از گل و بوته و اشکال هندسی فراتر نهاده و نقش انواع حیوانات و پرندگان را در کاخها و منازل مسکونی متداول کردند.
هنر کاشیکاری همچنان مورد استفاده هنرمندان اصفهانی بود. بطوری که در بیشتر بناها کاربرد داشت. در حال حاضر کاشیکاری و کاشی سازی از هنرهای دستی اصفهان است و اساتید این هنر مانند مرحوم مصّدق زاده وآقای حسین مصّدق زاده و کارگاههای متعدد کاشی سازی به تولید این فراورده هنری مشغول هستند.

 

انواع تزئینات در معماری اسلامی ( معماری سرزمین های اسلامی):

به علت اینکه در بیشتر این سرزمین ها آفتاب سوزان و اقلیم گرم و خشک وجود دارد، سعی کردند از حرکات جلو و عقب یا نخیر و نهاز برای تزئین استفاده کنند.

انواع نقوش حیوانی، انسانی، هندسی و اساطیری در قبل از اسلامی به کار برده می شد اما بعد از اسلام استفاده از نقوش حیوانی و انسانی و فرسک و مجسمه ها کمرنگ می شوند و تنها در معماری غیر مذهبی ادامه پیدا می کنند.

یکی از تزئینات با اهمیت سطوح نخیر و نهاز (سایه و روشن) می باشد، تزئینات تیره و روشن چغازنیبیل زمینه ای برای این تزئینات مهم دوره اسلامی می شود.

سه تقسیم بندی داریم:

 1. براساس اینکه بعضی از دکور ها (الف)همراه با ساختار و (ب) برخی دیگر آمودی اند.

یک سری تزئینات همراه با زبره هستند یعنی همان مصالحی که در زبره کار می شود در تزئین هم هست مثلاً در دوره سلجوقی و رازی (آمود ندارند) اما برخی تزئینات بر روی مصالح اصلی بنا نسب می شوند (آمودی اند).

ساسانیان اکثراً در زبره از قلوه سنگ و ساروج کار می کردند و روی آن را با گچ تزئین می نمودند.

2. از جهت نحوه اجرا: الف- سیستماتیک (حکمی) مانند سر در مسجد جامع کرمان ب- رونده (اجرایی مشابه کاغذ دیواری دارند.)

الف- طرح ما هماهنگ با زمینه اثر هنری اجرا می شود، آنجا که تو نشسته یک تزئین و آن جا که بیرون زدگی دارد تزئینی دیگر به کار می بریم، هر قطعه تزئین خاص خود را داراست و طرح ریزی برای هر قطعه و ترکیب بندی قطعه ها از پیش کار می شود

ب- هیچ ارتباطی با زمینه ندارد و یک تزئین در سراسر اثر تکرار می شود.

ابنیه دولتی و خاص معمولاً دکور حکمی و ساختمان های معـمولی به صورت رونده اجرا می شوند.

3. بر اساس شکل و فرم تزئینات

A. سطوح جلو و عقب که گاه به صورت 1. واقعی و گاه به صورت 2. تجسمی و غیر واقعی اجرا می شود بدین معنی که 1. سطوح واقعاً جلو و عقب هستند یا 2. با تغییر رنگ و بافت جلو و عقب به نظر می رسند مانند تزئینات پوست ببری، ابلق، مات و براق.

این سطوح جلو و عقب در معماری اسلامی انواع مختلف دارند:

·     شیار تزئینی: مانند شیار های موجود در ریش، مو و لباس های مردان هخانشی و ستون های تخت جمشید، که امروزه به آن ها قاشقی می گویند.

·     پیچ تزئینی (عشقه): حرکات رونده و رو به رشد، حرکات نزدیک شونده به مرکز و دور شونده از مرکز از جمله این تزئینات است.

·         صدف تزئینی

·         نغول تزئینی

·         پره تزئینی

·         مشبک تزئینی

·         کوفی بنایی ساده

·         کنگره تزئینی

·         درز های تزئینی: در بین آجر ها درزهایی را خالی گذاشته و آن ها را با مصالح دیگری پر می کنند.

 

B. تزئینات گیاهی

·         درختی (اسلیمی ها) یا عَرَبِسْک یا عَرَبانه

·         گل (ختایی) الف:ماری

                          ب: گوش فیلی

درخت: از نظر اقوام مختلف برخی از درختان جنبه تقدس دارند، درختانی که در تزئینات ایرانی از آن به کار گرفته شده است بیشتر از دسته درختان مقدس 1. ایرانی 2. بین النهرینی 3. یونانی هستند.

در ذیل به چند نمونه از آنها اشاره می کنیم:

درخت مو: از درختان مقدس ایرانی است که  از شاخه، برگ و میوه این درخت در تزئینات بهره گرفته شده است.

گویند گاو مقدسی بوده که از آب هامون می نوشد، پس از اینکه کشته شده و می میرد از محلی که خون او فروریخته درخت مو (توبی) می روید.

درخت خرما: از درختان مقدس بین النهرین

درخت خرما درختی پر سود برای مردم بین النهرین بوده، میوه آن را می خوردند، با تنه و شاخه های آن ساختمان سازی می کردند، هسته خرما را آرد کرده و به شتر ها می دادند، از آن مشروب درست می کردند و ...

این درخت در نزد شیعیان نیز به علت اینکه حماسه کربلا در نخلستان اتفاق افتاد و از نخل به عنوان تابوت امام حسین استفاده شد مقدس است.

سرو: دارای تقدس ایرانی و بین النهرینی

در ایران باستان سرو سمبل جاودانی و فنا ناپذیری و برکت بوده است.

بوته کنگر (اکانت) یا اقلیتوس که به همراه زیتون از گیاهان مقدس یونانی محسوب می شود.

در سر ستون های قرنتی نقش این گیاه (کنگر) به کار گرفته شده، یونانیان از آن به صورت تیز گوشه و رومن ها از آن به صورت گرد گوشه ( با لبه های گرد) استفاده کرده اند.  

انجیر، سیب، انار از دیگر گیاهان مقدس هستند.

در پیش از اسلام هخامنشیان گیاهی به نام لوتوس یا نیلوفر آبی داشتند که دارای تقدس زیادی بوده، در دوره صفویه این گیاه تبدیل به گل اناری می شود که شباهت بسیاری به لوتوس دارد.

C. نقوش هندسی

1.مقرنس

2. شمسه

3. کاربندی

4. دکور های متقاطع

5. یزدی بندی و ...

مصری ها در هندسه حرف اول را می زدند، مصری های پیش از اسلام در هندسه بسیار پیشرفته بودند، انواع گره سازی ها و کاربندی ها از مصر به دیگر سرزمین های اسلامی راه یافته است.

D. نقوش انسانی و حیوانی که پس از اسلام بیشتر در قصر ها و خانه ها مورد استفاده قرار گرفته.

در زمان بنی امیه از این نقوش به طور گسترده در کاخ ها و حمام کاخ های خارج از شهر به صورت نقوش رقاصه ها، موسیقی، شکار، شاه با لباس فاخر و ... استفاده شد.

صفویان نیز در قصر هایشان از نقوش انسانی و حیوانی بهره گرفته اند.

ساسانیان سرآمد نقوش انسانی و حیوانی بودند و اکثر نقوش انسانی و حیوانی پس از اسلام با الهام از نقوش ساسانی نقش بسته است.  

E. نقوش ساختمانی: استفاده از عوامل ساختمانی در دکور ها، به طور مثال در زمان پارت ها استفاده از ستون های کاذب تزئینی را داریم.

F. تزئینات خطی که معمولاً با استفاده از خطوط کوفی، نسخ و ثلث صورت می پذیرفته است.