معرق کاشی :

کاشیساز ایرانی مجموعه کار ماده ها بدنه سازی ، لعابکاری و رنگ آمیزی خود را در سه روش بنیادین به کار می برد .

دیرینه ترین روش که در ابنیه سده پنجم مشهود می افتد مترتب بود بر جفت و جور کردن آجرهای لعابدار ، به شکلهای مربع و مستطیل و با تکرنگ فیروزه ای ، بر طرحی ساده و سیاه . تدریجاً طیف رنگها گسترش یافت تا آبی را نیز دربرگیرد . از این مرحله تحول منطقی بعدی به پیدایی معرقکاری کاشی انجامید ، که در آن طرح کلی به واحدها یا اجزای کوچک از نگاره و رنگ تجزیه می گردید ، و هریک از آن واحدها با تیشه کاری از کاشیهای لعابدار با تکرنگهای متفاوت تراش خورده و جدا می شد ، تا بر طرح کلی سراسر قاببند کاشی در جایگاه معین خود نصب گردد.

 در مرحله نهایی از پشت بر این قطعات در کنار هم جایگزین شده دوغاب غلیظ گچ ریخته می شد تا به هم الصاق یابند و به طور یکپارچه لوحه ای منقوش با کاشی معرق یا کتیبه سردری برای ساختمان به وجود آورند . این اسلوب معرقکاری در دوره مغولی پیشرفت یافت ، و در دوره تیموری هم از جهت رنگ و هم نقش به اوج تکاملیابی خود رسید ، و ادامه بهره وری وافی از آن برصفویان و قاجاریان نیز شمول یافت .

 فنون دیگری کاربست چند رنگ مختلف را بر هر خشت کاشی ایجاب می کرد ، که با رنگ آمیزی به روشهای رولعابی و زیرلعابی انجام می گرفت . معمولترین روش رو لعابی که به مراتب آسانتر و سریعتر از کاشیکاری معرق ـ بدور از آن همه مرارت برای تراشیدن صدها قطعات کوچک کاشی ـ اجرا می شد ، کاشی هفترنگی ، یا معرق خشتی نام گرفت ، که عبارت بود از نقش اندازی گل و بوته و مرغ و جانور ، واسلیمیها و مجلس یا منظره ای بر سطوح خشتهای کاشی ، و سپس جا انداختن آنها در کنار هم و با درزگیری کامل ، تا تمامی نقش تشکیل قاببندی تزیینی بر بدنه یا سردر ساختمانی را بدهد